فراهم كرده است. اين نخستين اثر در نوع خود نبود، بلكه مسلماً بهترين آنها محسوب ميشد؛ اين رساله اثر عميقي بر آثار مربوط به آباي كليسا اعمال كرد و در اثناي قرون وسطي بيرقيب ماند. يك چنين موضوعي طبعاً مستلزم نظريات جهانشناختي و توضيحات علمي است. شش روز باسيل مقدار زيادي كنجكاوي علمي را معلوم ميسازد و مأخذي است عالي براي مطالعهٴ معارف عامهٴ آن زمان. باسيل، نه تنها جزر و مد آب، بلكه جزر و مد جو را نيز ناشي از عمل ماه ميداند.
اپي فانيوس
قديس اپيفانيوس1 در حدود 315 در فلسطين زاده شد، رئيس دير اليوتروپوليس2 در نزديكي اورشليم، از 367 به بعد اسقف كنستانتيا در قبرس، كه در 403 در همانجا درگذشت. از آباي يوناني كليسا. متكلم مسيحي و مورخ. كتاب او موسوم به زنبيل نان3 كه در حدود 374 تا 377 تأليف شده، نقد هشتاد بدعت است (كه 20 بدعت مربوط به مسيحيت ميشود). از جمله اين كتاب حاوي اطلاعات زيادي دربارهٴ مانويت است. او پس از 392 رسالهاي نوشت، در باب دوازده جواهر سينهبند كاهن اعظم عبري، كه يكي از قديمترين جواهرنامههاي4 مسيحي است.
آمبروز
قديس آمبروز5، در حدود 337 تا 340 در تروز6 زاده شد، پدرش ناظر رومي گاليانار بوننسيس7 بود؛ او در روم تحصيل كرد، در 374 تعميد يافت و چند روز بعد به اسقفي ميلان منسوب شد؛ او در 397 درگذشت. متكلم مسيحي، از آباي كليسا. با نيرويي خللناپذير با بتپرستي و آريانيگري مبارزه كرد. او آثار متعددي در كلام و تفسير كتاب مقدس نوشت (شش روز، و غيره) كه براي مورخ علم فايدهٴ غيرمستقيم دارد. با اين حال، جلوهٴ عظيم شخصيت قديس آمبروز در حيات معنوي نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم مورد غفلت قرار گرفته است.